ايگناتى يوليانوويچ كراچكوفسكى ( مترجم : ابوالقاسم پاينده )

56

تاريخ نوشته هاى جغرافيايى در جهان اسلام ( فارسى )

در يك قطعه از زيج وى كه مسعودى نقل كرده 20 و شمار شهرهاى اسلامى در آن هست ، توجّه وى به عامل تاريخى كه هنديان نسبت به آن بكلّى بيگانه بوده‌اند ، نمودار است . 21 براى نخستين بار پيوستگى تاريخ و جغرافيا كه بعدها جزو مشخصات همهء نوشته‌هاى جغرافيايى اسلامى شد ، به نزد او پديد آمده بود . مطالب اين قطعه نشان مىدهد كه كمى پس از سال 786 / 170 ه . 22 تنظيم شده و گويا زيج فزارى در همان زمان شكل نهايى گرفته است . بىگفت و گو فعاليت فزارى و معاصرانش در تكامل نجوم و جغرافياى رياضى اسلام دوران تازه‌اى را به وجود آورده است . او و ما شاء اللّه ، كه از پيش ياد او رفت ، نخستين بار اسطرلاب را به جهان اسلام شناساندند ، 23 و شايد از رسالهء سريانى سوروس سبخت استفاده كردند كه به نيمهء قرن هفتم / اول ه . مربوط مىشود ، ولى اكنون نظر قطعى در اين باره دادن دشوار است ، زيرا آثار فزارى به دست ما نرسيده و آثار ما شاء الله نيز فقط در ترجمهء لاتينى اروپاى قرون وسطا به جا مانده است . جالب آنكه فزارى قصيده‌اى دربارهء نجوم به نظم آورده بود و بدين‌سان سلسلهء شعر تعليمى ، كه به دورانهاى بعد رونق فوق العاده يافت ، با قصيدهء وى آغاز شد . اطّلاعات ما دربارهء مروّج ديگر مكتب هندى يعنى يعقوب بن طارق معاصر فزارى از اين هم كمتر است . 24 با تكيه به بعضى از وقايع آن دوران فرض توانيم كرد كه سرچشمهء مطالب وى وسيعتر بوده و بجز رسالهء براهما گوپتا شامل آثار ديگرى نيز مىشده است . ولى متأسفانه دربارهء مؤلّفات وى فقط از عنوانهاى آن قضاوت مىتوان كرد . از آن ميان كتاب تركيب الفلك از همه مهمتر بود كه گفته‌اند معلوماتى را كه او از دانشوران هند ، اعضاى سفارت دوم در دربار عباسيان ، به سال 777 - 778 / 161 ه . 25 - يعنى پس از خلافت منصور - گرفته بود در آنجا فراهم آورده است . ارزش مؤلّفات وى را از تقريظ دانشورانى همانند بيرونى 26 يا ابراهيم بن عزرا ، كه مدّتها پس از آن در اندلس دور دست و در ايتاليا به سر مىبرد ، معلوم مىتوان كرد . به دوران منصور عبّاسى پايهء نظام « سند هند » در نجوم اسلامى بر اساس تعدادى از رسايل هندى استوار شد و همچنان مدت پنجاه سال سلطهء بلا منازع داشت تا در خلافت مأمون مكتب يونانى به رقابت آن برخاست . 27 ولى به هر حال نمىتوان گفت كه يكباره از ميان رفت ، زيرا سالار رياضيدانهاى دوران مأمون على الاطلاق ، يعنى خوارزمى ، كه نام وى مكرّر خواهد آمد ، جدولهاى نجومى خود « سند هند صغير » را بر اساس نظام هندى نهاده بود . 28 اين نظام همچنان تا آخر قرن يازدهم / پنجم ه . متداول بود و محققى بزرگ همانند بيرونى 29 كه سند هند را ، به علاوهء ترجمه‌هاى عربى در منابع اصلى ، خوب مىشناخت از آن فايده گرفت . 30 در قلمرو عربى خلافت ، چنان كه از مثال ابراهيم بن عزرا و غيره معلوم مىشود ، 31 توجّه بدان مدتى بيشتر طول كشيد . يكى از قواعد اصلى اين مكتب يعنى محاسبهء خط زوال ، يا نصف النّهار ، و